السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

400

تفسير الميزان ( فارسي )

مخصوص و صفاتى جداگانه مىدهد ، زيرا علومى كه متعرض شناسايى اشجار و گياهان است و طبيعت خواص آنها را بطور مشروح بيان مىكند هر يك از آنها را معلول عواملى مىداند كه در كيفيت تكوين آنها و آثار و خواص آنها دخالت دارند . در جواب مىگوييم : بله ، و ليكن ما نيز مىپرسيم كه جهت اين اختلافى كه در عوامل داخلى و خارجى هست چيست ، و چه باعث شده كه اين علتها مختلف شوند ، و در نتيجه آثارشان هم مختلف گردد ؟ و اگر علت اين اختلاف را هم سراغ دهى باز از علت اختلاف آن علت مىپرسيم ، تا منتهى شوى به ماده اى كه مشترك ميان تمامى موجودات جسمانى بوده و يك ، يك اجزاى آن ماده با هم شبيهند و معلوم است كه چنين ماده اى كه در تمامى موجودات يكى است ، نمىتواند علت اين اختلافات كه مىبينيم بوده باشد ، پس جوابى جز اين ندارى كه ما فوق تمامى سببها سببى است كه هم ماده عالم را ايجاد كرده و هم در آن ، صورتها و آثار گوناگون و بىشمارى به كار برده ، و به عبارت ديگر ، در اين ميان سبب واحدى است داراى شعور و اراده كه اين اختلافات ، مستند به اراده هاى مختلف اوست كه اگر اختلاف اراده هاى او نمىبود هيچ چيزى از هيچ چيز ديگر متمايز نمىشد . و بر هر دانشمند متدبرى لازم است كه توجه داشته باشد و از اين نكته غفلت نورزد كه اين آيات كه اختلاف خلقت را مستند به اختلاف اراده خداوند مىداند ، در عين حال قانون علت و معلول را هم انكار نمىكند ، كما اينكه بعضى خيال كرده‌اند ، زيرا اراده خداى سبحان مانند اراده ما صفتى نيست كه عارض بر ذات باشد ، و در نتيجه ذات با تغيير اراده ها تغيير يابد ، بلكه اين اراده هاى گوناگون ، صفت فعل خداست و از علل تامه و اسباب اشياء انتزاع مىشود ( در نظر شيعه ، اراده صفت فعل است نه صفت ذات ) و اختلاف آن باعث اختلاف در ذات نمىشود ، اين اجمال مطلب است تا ان شاء اللَّه در محل مناسبى توضيحش از نظر خواننده بگذرد . قرآن كريم از آنجايى كه برهانش مبنى بر مقدماتى عقلى است كه بدون آن حجت تمام نمىشد لذا دنباله آن فرمود : * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » ) * . از بيانى كه گذشت اين معنا روشن گرديد كه اگر اختلاف در « اكل » را به خداى تعالى نسبت داده و فرموده : ما برترى داديم بعضى را بر بعضى در « اكل » بدون اينكه اسمى از واسطه اين اختلاف و يا وسائط آن ببرد ، مانند « رفع سماء » بدون پايه ديدنى ، كه بدون ذكر واسطه به خود خداوند نسبت داده ، و همچنين گستردن زمين ، و قرار دادن جبال و انهار كه در همه آنها واسطه ها را اسقاط كرده . و غرض از اين اسقاط وسائط بيدار كردن فطرت خوابآلود شنوندگان بوده تا از